| بازگشت به آرشیو | ||
|
"عاشق بر وجود" - [20/12/1388] - امير عباس مهندس دروغ از اندوه اينكه در وجود آدم محلي از اعراب ندارد و
بيگانهايست از خيال و آرزوي خود كه توهم وطن مالوف ميداندش در رنج بود. دروغ از
آغاز عاشق بود بر نفس بود و نفس را وجود دانستند. باري چون زاييده شد، براي وصال و
چيرگي بر تن حيله كرد و خويش را ملون و زيبا با صدها لطايفالحيل آراست و قدم به
قدم به آدم نزديك تا همنفس او شد. در جان آدمي نشست و چون به دست نفس نابود نشد او
شد و تمام آدمي گشت. ابتدا با عصاي توجيه آمد و بعد كه ترديد را از خود دور كرد
چنان نسج گرفت كه شد مالك تن. گفته بودند دروغ شمايلي گوژ و چهرهاي از خوف دارد،
گفتهاند دروغ از دور زيباست و چون به واقع ميرسد زشت و كريه ميشود. گفتهاند او
برادر ارشد فريب است و مكر خواهر تني او. چون راست نمينمود چنان شد كه او را لنگ
گفتند و تعدادي سياه، و به هزار صفت دور از زيبايي خواندند و لقب گرفت. اما گاه
زيبايي دروغ تا جايي كه پل صراطش ميخوانند ميماند، اگر نزد آدمي هم باشد به
اكراه و آزار ميماند تا بقاياي وجدان را بروبد. ديدهاند گاهي دروغ و ايادي ضالهي آن سالها و بل قرني بر
اريكهاي مانده و به صدور حكم و بيان و رسم طريقتي پرداخته، اما چون فرود آمدند
خفت و خواري آمد و به جا ماند؛ و مابقي تاريخ، يكسر چنين شد، بي سوال. نظرات و پیام های شما :
|