بازگشت به آرشیو
  "مجموعه شعر مسلم محمودي " - [12/11/1388]امير عباس مهندس


"مرور مجموعه شعر اين بار به نامت قسم مي خورم بانو! اثر مسلم محمودي "


كتاب اين بار به نامت قسم مي خورم... بانو! در بالغ بر يكصد صفحه حاوي قطعات شعر مسلم محمودي است. اين مجموعه  اولين كتاب منتشر شده مسلم محمودي است و نشان مي دهد عليرغم زياد نوشتن  او در اندازه و رديف شاعران هم عصر خويش ماندهاست. زبان روايت پرداز و تركيب ساز محمودي همرا با پر كاري و مطالعه مستمر در آثار شاعران هم عصر خويش اين اميد را مي دهد وي جسارت كرده و از هم عصران و هم رديفان خود بگذرد و عبور كند و به زبان و تفكري ويژه و قابل لحاظ نائل آيد.

 علاقه و نزديكي مسلم محمودي به آثار اساتيد ادب اين مرز و بوم مشخص است شعر صفحه 33 به احترام و تعلق خاطر شاعر به شعر نامه هاي جناب سيد علي صالحي گفته و نوشته شده :

سلام!/ بدنيستم.../ تو هم بد نباشي خوب است/ حواشي خيالم پر از بي برگي است/ و حوالي خانه مان هيچ اتفاق تازه اي نمي افتد/...

در شعر صفحه ي 42 با عنوان رد پاي گرگ يكباره خواننده پرتاب مي شود به ميانه شعر سهراب سپهري

سگ همسايه ما/ ديشب ساعتي قبل از شام/ سكته اي كرد و مرد/ من به قانون زمين مي خندم/ كه چرا نعش سگي روي زمين مي ماند!

 

      اما آنچه قابل ذكر وتامل برانگيز است سادگي توام با صداقت بي پيرايگي شاعر در جمع آوري و سرودن غالب اشعاري است كه در مجموعه ي اين بار ... آمده و مبرهن است سادگي و صداقت در بيان احساسات از مشخصه ها و به عبارتي بايدهاي شاعري است. در ازدحام و هجوم پيوسته اتفاق هاي روزمره كه با صداقت و صميميت شاعر متنافر و غير قابل قبول بوده وي در اين تسعيد روح به پالايشي رسيده كه هر اتفاق ساده برايش تعجب برانگيز است

در ازدحام اين همه سادگي عجيب/ عجيب است كه تو/ چه ساده خوبي! قطعه ي سادگي عجيب صفحه ي 64  

اين بار به نامت قسم مي خورم ... بانو! در تيراژ 1550 نسخه توسط نشر فرهنگ ايليا به سال 1385 چاپ و منتشر گرديده است.

 

 

سايه ي خاطرات

  در راستاي ساحل بي انتهاي خاطره ها

پرسه مي زنم...

اما سايه تو چه راحت

تكرار قدم هاي مرا آشفته مي كند!

 

 

بانو

 در آينه قد كگشيده ي دلم

تنها تكرار تصوير تست

كه زنگ نا بهنجار عادت را مي زدايد

                                         بانو!

 

بي خيال...

از بهت اين ثانيه ها

خشكم زده

اما دريا ترين من كه تو باشي

ديگر غمي نيست!

 

 

تولد

اين روزها ديگر سالروز تولدم را به ياد نمي آورم...

شناسنامه من عجيب ترين دروغ تاريخ است.

 

 

شنبه

به خدا قانعم...

به همين چند حرف ساده ات

شنبه سلام بعد از جمعه ها.




 * فيلدهاي ضروري

 * نام و نام خانوادگی :
 پست الكترونيكي :
  Bold Italic Underline
 * پيغام شما :
 (max. 1000 characters)
 شمارش كاراكترها :