بازگشت به آرشیو
  "بازا" - [21/12/1387]امير عباس مهندس


خدا را شكر كه رويا را آفريد و به خيال بال پرواز داد تا از سقف آسمان هم بگذرد و بي خيال كرده و نكرده خود را در مكان و ماواي انساني بهشت برين ببيند.

خدا را را سپاس كه آفتاب هر روز صبح به سر چينه مي نشيند و كنار باغچه مي آيد و بنفشه ها و شب بوها را غرق نور مي كند و چشم هاي بي فروغ ما را باز اميد مي دهد.

روز و شب ما پاداش نسيم كه اگر بي خبر هم بيايد ما از كرشمه اش بو و خبري مي گيريم نگفتني  اما مست شدني.

آسمان را سپاس، ابرها را درود، باران را منت، رنگين كمان را دست مريزاد، و بهار سفر رفته را تمنا كه باز آيد. كه باز آيد و رويا را زندگي دهد و خيال را دوباره جان، كه باز آيد براي درك دوباره بنفشه ها و هم رقصي با شب بوها، باز آيد براي باور مجدد اقاقي و در آغوش كشيدن نرگس. بهار رفته را التماس تا به رسم مروت و انصاف باز آيد.    

 


نظرات و پیام های شما :


پيغام از مژده زبيدي  در تاريخ 02/07/1388
 سلام استاد . ما كه هنوز اندر خم يك كوچه ايم چه كنيم......

پيغام از آشنای قدیمی  در تاريخ 02/03/1388
 و خیالم همه رویای تو بود
و تو آوای خوش تقدیری
ودلم هم نفس از نای تو شد
اززمانی که تو محبوب دلی
فدای تو
مهندس
ای که با صدایت مفهوم دوست داشتن بی توقع را فهمیدم و تازه بعد از عمری گردیدن یاد گرفتم راه را باید شناخت
چه کنم که هنوز در بند اسارتی گرفتارم و آه
خواهم گفت از حالم
یا حق

 * فيلدهاي ضروري

 * نام و نام خانوادگی :
 پست الكترونيكي :
  Bold Italic Underline
 * پيغام شما :
 (max. 1000 characters)
 شمارش كاراكترها :