"UP"
01/01/1389
 

 
جـسـتـجـو در لحظه


 



بعد از دیدن هر فیلم فکر می کنم که چه چیز تازه ای از آن یاد گرفته ام و یا میتوانم یادبگیرم. مثل تفنگ کشیدن که در فیلمهای گانگستری می بینیم و یا سری فیلمهای مولدوان که پلیسی زبر و زرنگ بود و بعد تر کارهای رندانه یک جاسوس و آدمکش در روز شغال زینه مان. با دیدن آپ اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود" نداشته ها، آدمی را پابند تر از داشته هایش می کنند".نداشتن فرزند برای زوج خوشبخت فیلم آنها را سرجای خود می نشاند. هر دو همدیگر را برای رسیدن به آبشاربهشت داشتند اما سالها گذشت و نشد تا اینکه ورود نا خود آگاه بچه ای به ماجرا، حرکت عمودی آنها را باعث می شود.(با اغماض، عکس زن را نماینده خود او می گیریم یعنی همان کاری که پیرمرد می کرد).

آپ واقعن یک فیلم است ، تنها یک جمله برای انیمیشنی که حتی یک حرکت اضافی ندارد. به قولی یک فریم اضافه، یک تصویر و یا نمای قابل حذف. به خصوص ده دقیقه اول آن که فیلمی کامل است و یک مقدمه برای هیاهوی بعد از آن. ما که امکان دیدن سه بعدی این فیلم را نداریم ولی سوای از این وجه تصویرگری،ساختار آن چه به علت هزینه های ساخت و چه زیبایی شناسی تصویری و کار دقیق تیم سازنده ، بسیار دقیق و حساب شده است. اگر جایی حتی یک دیالوگ کم اهمیت بشنوید چند دقیقه بعد علت استفاده از آنرا در می یابید.

موقع تماشای آپ نیاری نیست نقشه گیتا شناسی داشته باشیم یا از روابط پیچیده نظام اجتماعی مملکت محل زندگی شخصیت های داستان اطلاعاتی را مرور کنیم. این فیلم مشخصه همه انیمه های کودک و نوجوان را داراست بعلاوه ئ اینکهبزرگترها را هم محظوظ می کند. دنیای فانتزی- رئال در فیلم باعث شده که بجز صحنه پرواز خانه و مواجهه اش با طوفان ، در بقیه موارد همه چیز را به معنای واقعی کلمه درک کنیم. زیبایی انیمیشن به کارتون بودن ان است وگر نه فیلمهایی مثل شهرگناه یا بیوولف و سیصد آنقدر به سطوح رئال در انیمیشن نزدیک می شوند که دیگر کارتون نیستند و البته مخاطب آنها هم فرق می کند اما در کارتون به جای نزئیکی به رئالیسم برای جدب مخاطب بزرگسال، درام در وادی فانتزی قلقلک به کودک درون را می آزماید. تخیل در روح و جان همه آدمها وجود دارد واگر چه خیال بافی برای بعضی سنین کمی قبیح، اما دیدن آن می تواند جذاب باشد. اپ آرام از محیط شهری دور و به خیالهای روی پرده نزدیک می شود. سر آخر هم آبشار بهشت مامن کشتی نجات پیرمرد می شود. اما خود پیرمرد جای بهتری سراغ دارد. "باید قدر چیزهایی را که داریم، تا هستند و داریم، بدانیم"

دست آخر اینکه اگر یک زمانی برسد و حجابها و مه دور وبرمان کنار برود و مثلن بشود زبان حیوانات را فهمید و یا به همین سادگی از جایی به جای دیگر نقل مکان کرد، شما فکر می کنید چه اتفاق یا حوادثی خواهد افتاد؟. آیا در لحظه اول ما هم مثل پیرمرد قصه آپ شوکه و مبهوت می شویم؟. شاید هم شر حیووان ناطق را از سر وا کردیم.!؟ و یک سوال دیگر: آیا جدن اشیاء و حیوانات و نبات وهر چه اطرافمان را پر کرده زبان نافهم است؟. اگر نباشد چه؟. نمی دانم ولی می توانم درک کنم که نمی شود به همین سادگی گفت" به من چه." همین.

وآخراینکه میتوان از لحاظ تربیتی هم به فیلم نگاه کرد. جامعه ای دور ازما که هرچقدر هم در مورد آن مطالعه داشته باشیم باز هم با ما بیگانه است. ولی میشود دید که فاصله نسلها یعنی چه. یا حداقل در موردش فکر کرد. اینطورنیست؟


    |          |    

آرشـيـو مـوضـوعـي ارتـبـاط بـا لـحـظـه


 

  نظرات و پیام های شما :

::. Sanchopahcerqq - 29/04/1389
 I'm sure viagra is one of the betst pills for men

::. majong - 28/02/1389
 <a href=http://majong.socialgo.com>play free majong games</a>
http://majong.socialgo.com

 * فيلدهاي ضروري

 * نام و نام خانوادگی :
 پست الكترونيكي :
  Bold Italic Underline
 * پيغام شما :
 (max. 1000 characters)
 شمارش كاراكترها :
 

آرشیو فرهنگ آرمان شهر فتوبلاگ شعر داستان سینما کتاب کتاب های لحظه نمایشگاه مجازی ویژه نامه ارتباط با ما

All Right Reserved By: LahzehMag  2005-2009
Design & Support By:Mehdi Heidarian