شب ممکن/
محمد حسین شهسواری /نشرچشمه/ چاپ اول زمستان 1388 / 3200 تومان
شاید بارها وسوسه ی نوشتن از زندگی دور و بر به جانت افتاده
باشد.شاید فکر کرده باشی که چطور می توان رمان نوشت، چطور می توان اینهمه زندگی و
اتفاق دور و بر را در قالب رمانی آورد که قصه زندگی ادمها را بگوید و قصه نباشد و
رمان باشد.شاید بارها طرحی نوشته باشی برگرفته از زندگی آدمهای دور و بر و خواسته
باشی از آن داستانی بسازی و نتوانسته ای و مانده ای که چطور نویسنده ها می توانند
طرح هایی از زندگی را در قالب رمانی روایت کنند.شهسواری که بیشتر به عنوان منتقد و
داور ادبی و مدرس داستان نویسی نامی آشناست در این رمان پست مدرنی در میان روایتش
از اصول رمان نویسی هم می گوید. خواننده را با نویسننده ای همراه می کند که مانند
فیلم های سینمایی به هتلی در میان طبیعت می رود تا از زندگی آدمهای دور و برش
بنویسد.
در یک شب چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟ هیچ چیز ناممکن نیست،
در تمام شب ها هر چیزی ممکن است.پس وقتی شب ممکن را در دست گرفتی باید هر اتفاقی
را ممکن بدانی و تعجب نکنی از بازی نویسنده ای تنها، نشسته در هتل شیان، که سعی می
کند آدمهای دوربرش را ترکیب کند و داستان
هایشان را بسازد و در شب های ممکن جا دهد.
شب ممکن از پنج فصل تشکیل شده است که هر فصل یک شب را توصیف
می کند.فصل اول، شب بوف، با روندی تند پیش می رود، خیابانگردی سه جوان در
خیابانهای برفی و یخ زده ی تهران و دیوانگی هایی که هاله و سمیرا می کنند تا شب
تولد مازیار را به شبی به یادماندنی تبدیل کنند. این فصل از زبان مازیار، منتقد
ادبی و زبان شناس و استاد دانشگاه روایت می شود، روایتی نامه گونه به هاله و سمیرا
و بازگویی خاطره ی آن شب برفی برای آنها که دیگر زنده نخواهند شد.
فصل دوم، شب شروع، هم از زبان مازیار روایت می شود، خواننده در این فصل می فهمد که
بازی خورده و آنچه پیش از آن و از زبان «مازیار جامهدار» خوانده در اصل نوشتهی
نویسنده ای است که دارد یک رمان بر اساس زندگی مازیار مینویسد و از مازیار خواسته
درباره ی رمان نظرش را بگوید. فصل های بعدی گفتگوی نویسنده با هاله و سمیرا است.
در دو فصل اول مازیار از مرگ هاله و سمیرا
و خاطراتی که با آنها داشته است می گوید، در فصل سوم هاله است که روایت میکند و
از مرگ مازیار و سمیرا میگوید، و در ادامه این سمیراست که رشتهی رمان در دست میگیرد
و مدعی میشود مازیار و هاله مردهاند و در فصل آخر نویسنده از زندگی خودش و
آدمهای دور و برش و تصمیم اجباری اش برای نوشتن می گوید.مازیار، هاله، سمیرا همه
شخصیتهایی هستند که نویسنده در هتل شیان می بیند و آنها را بهم ربط می دهد و
داستانی خیالی از زندگی شان می سازد.
خواننده در این
رمان همواره با تناقضاتی روبرو ست و نویسنده با بی رحمی، تمام ماجراهای ساخته شده در
ذهن او را به گره ی کوری منتهی می کند.تناقض که از ویژگیهای اصلی داستانهای پستمدرن
است در سراسر «شب ممکن» دیده می شود. هر فصل فصل گذشتهی خود را نقض میکند و
اتفاقاتی که در طول رمان روایت میشوند بارها و بارها جای حقیقت و دروغ را عوض میکنند،
یا روایتی نو از واقعیت ارائه میدهند.
عدم قطعیتی که دربارهی همهی وقایع رمان صدق میکند پایان
آنرا هم در بر میگیرد. در رمان صرفن با سخنانی پراکنده از یک گروگانگیری مواجهایم
که شخصیتهای رمان را به کام مرگ فرستاده است. اما اینکه چهکسانی را و چهطور در
هالهای از ابهام قرار دارد و رازگشایی از آن به تخیل خواننده واگذار شده است.
با این حال شب ممکن رمان روانی است. از آن دسته کتابهاست
که به سختی می توان زمین گذاشت و تا انتها یک نفس نخواند. زاویه دید در این داستان
به فرم “اول شخص” و “جریان سیال ذهن” است .فضا سازی و توصیف ها به خوبی پرداخته شده اند و تفاوت لحن
ها در هر فصل به خوبی مشهود است. با اینکه در تک گویی ها جملات هر کس تفکیک نشده
است شخصیت ها از دیالوگهایشان قابل تفکیک اند.
از نکاتی که توجه خواننده معمولی را هم به این داستان جلب
می کند و می تواند او را به تا پایان داستان همراه خودش بکشد گفتن از پشت پرده ی
زندگی روشنفکران و فضای فرهنگی و زندگی شخصی آنهاست. موضوعی که می تواند دست مایه
ی اثری عامه پسند یا فیلمی گیشه ای شود اما شهسواری با استفاده از تکنیک های
داستان نویسی اش توانسته رمان را به اثری در خور توجه و مناسب سلیقه ی مخاطب خاص و
منتقد تبدیل کند.