پنج شعر نسبتا بلند
ويرگول خيس، نام مرا بپرس، همين طور كه ايستاده ام، دست كم دوستت دارم، برو و
آرزوي خوشبختي از مجيد شهرستاني در مجموعه اي به نام دست كم دوستت دارم كنار هم
قرار گرفته و توسط نشر فرهنگ ايليا در سال 1383 منتشر گرديده تا بيان تفكر و
احساسات شاعري باشد كه مي گويد: اين بار از آخر شروع كن/ جايي كه كلاغ ها قرار است
به خانه اي برسند/ زير گنبد كبود نه.../ آنجا كه خانه و رسيدن، اصلا يعني چه؟
هرچند در پي معني و كردن شعر برنيامدن بهتر است زيرا عقيده داريم چیزی كه از شعر
انتظار داريم و به عبارتي متجلی میشود همان شعر است. آنچه در شعر آمده الهام يا
احساسي آني يا برآيند كنش و واكنشي بوده در دنياي گوينده اصورت پذيرفته و به اتفاق
شعر منجر شده است. البته براي وصول به كيفيت كلام و ذهنيت شاعر و به گفته اي
بكراندو پسزمینهی شعر مي توان با رجوع به اشارات، مفاهيم و دست يازيدن به نحله
هاي تفكري شاعر به خوانش شعر پرداخت. نبايد از نظر دور داشت كه براي هنرمند يا
شاعر هوشمند در لحظه خلق اثر كلمه، واژه و هر ابزاري بياني شكل و تعريفي زنده و نو
مي يابد. بر اساس همين مشخصه و احاظ و در نظر داشتن ويژگي و شخصيت هنرمند يا شاعر
زبان شعر و يا هنر با معيار ديگر زبان هاي ثبيت شده متفاوت و جدا است. در شعر هر
شاعر آگاهي كمتر کلمه ها همیشه به یک معنی هستند. شاعری از کلمات بر اساس توان،
پتانسيل اثر گذاري، محل قرار گيري و شخصيت بيان و ظرفيت قالب استفاده مي كند و به
گونه اي آنها را در اثر قرار مي دهد که در هر بار ديدن و خواندن آن درخشش و تلالو
تازه اي و صد البته اثر و معنايي متفاوت و حتي فراتر از كاربردهاي قبلي داشته
باشند. و دست يافتن به آغازي دوباره و نو، و تجديد نظر بر رخ داده هاي قبلي در
كلام و شعر شهرستان چه زيبا نهادينه و ثبت شده است: اصلا همين امشب / قرار است به
شهري باكره برسيم.../ ... شايد اين راه بود كه مرا مي برد/ به جايي/ دور از از هر
چه گنبد كبود./.../ رسيدن به شهري / كه شروع نشده/ از چراغ هايي كه هرچه رو به جلو
به هم نزديك تر...- همين طور كه ايستاده
ام صفحه ي 25
.../اشتباه به عرض تان
رسيده ام/ بهتر است برگردم/ و گرنه خودكارت بر سطرها طول مي كشد./ خود به خود اين
شرط ها مي بازد/ بهتر است برگردم/ و از سر بازي چشم مي بندم/ براي كساني كه پنهان
شده اند. – برو و آرزوي خوشبختي صفحه
ي 41
.../ كافي ست!/ دست
بردار، عكس آن سال هاي من/ كه دست به دست مي شوي/ و هيچ به خودم نمي رسي/...
دست كم دوستت دارم صفحه ي 33